تبليغاتX

 

                   

صفحه در حال بارگذاري است!

لطفا کمي صبر کنيد

 

ضمیمه کلیک روزنامه جام جم.در فایل PDF

http://p30on.blogfa.com/cat-116.aspx

       p30on/ads X
قدرتمندترین وبلاگ دانلود فارسی زبان
 

  

 

                                                                                               دانلودضمیمه کلیک روزنامه جام جم                                                           

 

 

      

دانلود ویروس یاب و آپدیت ها

منوي كاربري


با قرار دادن این بنر در سایت خود از ما حمایت کنید


كدها

  نوکیا 5700   ( عکس موبایل ) p30on

p30on.blogfa.com


 :: نوع مطلب : عکس موبایل

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در شنبه 7 مهر1386

  لینک مطلب               

  نوکیا 5610   ( عکس موبایل ) p30on

p30on.blogfa.com 5610

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10


 :: نوع مطلب : عکس موبایل

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در جمعه 6 مهر1386

  لینک مطلب               

  خلاصه قسمت 53 جواهری در قصر   ( قسمت ها و سانسورهای جواهری در قصر ) p30on

در این قسمت یانگوم پزشک مخصوص عالی جناب میشود و... بقیشو خودتون بخونید!

عالی جناب از شنیدن جواب یانگوم عصبانی شده و به او می گوید: من پادشاه این سرزمین هستم و این سرپیچی برات گرون تموم میشه. یانگوم خطاب به شاه: عالی جناب من به پزشکی علاقه زیادی دارم و اگه صیغه شما بشم باید این کار رو رها کنم در حالی که من سعی کردم در هر مسیری که گام بر میدارم پیشرفت کنم. عالی جناب حرف های یانگوم را قبول کرده و به او میگوید که صبح فردا برای قدم زدن به محل همیشگی بیاید.

یانگوم درخواست شاه را رد میکند

عالی جناب تصمیم میگیرد که شخصا با افسر مین صحبت کرده و او را از ازدواج با یانگوم منصرف کند. اما متوجه میشود که قبل از او یانگوم به اتاق مین جانگو رفته و تمام موضوع را برایش تعریف کرده. شاه که بدجوری رودست خورده بود به پیش کار یونگ دستور میدهد که به هر دوی آنها (یانگوم و افسر مین) بگوید که فردا برای قدم زدن بیایند.

یانگوم موضوع را به افسر مین میگوید

صبح فردا شاه در حضور افسر مین ماجرای نجات دادن مین جانگو را از یانگوم می پرسد که یانگوم ماجرا را توضیح داده: وقتی من اونو نجات دادم افسر مین چاقوی دست ساز پدرم رو که گم کرده بودم پیدا کرد... شاه از یانگوم میخواهد که چاقو را نشان بدهد ولی یانگوم میگوید که آن را به افسر مین هدیه داده.

یانگوم و افسر مین رودرروی عالی جناب

بعد از این صحبت ها شاه یکدفعه به سرش میزند که برای رو کم کنی هم که شده مسابقه تیر اندازی با مین جانگو بدهد. شاه خطاب به افسر مین: اگر تو بردی من بهترین کمان خودم رو بهت میدم و اگه من بردم تو باید چاقوی یانگوم رو به من بدی.

پیشنهاد مسابقه تیراندازی از طرف شاه

مسابقه شروع میشود و هر کدام پنج تیر دارند. ابتدا شاه چهار تیر را به هدف میزند ولی آخرین تیر به هدف نمیخورد. مین جانگو هم چهار تیر را به هدف زده و حالا آماده پرتاب آخرین تیر است که شاه با بیان جملاتی مثل "من یانگوم رو دوست دارم!" و اینکه "شنیدم تو هم به یانگوم علاقه داری!" سعی در بهم زدن تمرکز افسر مین دارد. ولی او با نهایت دقت آخرین تیر را هم به هدف زده و خشم شاه را بر می انگیزد.  

مین جانگو برنده این مسابقه

ملکه هنوز حکم صیغه شدن یانگوم را ننوشته و این باعث عصبانیت ملکه مادر میشود. ملکه به اتاق او رفته و خطاب به ملکه مادر: بانوی بزرگ عالی جناب فقط به علت مهارت های پزشکی یانگوم قصد داره اونو کنار خودش داشته باشه (آره جون خودش!!!) ولی ملکه مادر قبول نمیکند و علت این کار را تنها علاقه شخصی شاه به یانگوم میداند.

ملکه مادر معترض به تعلل ملکه

بعد از این اتفاقات افسر مین به اتاق عالی جناب رفته و داستان خود و یانگوم را با جزئیات تعریف میکند. و بعد هم برای نجات یانگوم از این مخمصه به شاه میگوید که من از عشق خودم به یانگوم صرفنظر میکنم به شرط اینکه شما هم او را پزشک شخصی خودتان کنید.

فداکاری مین جانگو به خاطر یانگوم

فردا صبح ملکه حکم یانگوم را برای تایید کردن شاه میبرد ولی او تایید نمیکند و دستور لغو این کار را میدهد. سپس با یانگوم ملاقات میکند و خطاب به او: یانگوم! من در عشق تو گرفتار شدم و این در حالیه که من نمیخوام مانع پیشرفتت بشم برای همین تو رو پزشک مخصوص خودم میکنم که با این کارم عشقم رو نسبت به تو بیان کرده باشم.

ملاقات شاه با یانگوم

بعد از این ملاقات عالی جناب رسما به یانگوم لقب یانگوم بزرگ که معادل مقام سوم رسمی است را اعطا کرده و او را پزشک شخصی خود میکند. به این ترتیب یانگوم به عنوان بالاترین مقام پزشکی قصر ارتقا پیدا کرده و لباس مخصوصی دریافت میکند و نامش در تاریخ کره ثبت میشود.

یانگوم در مقام پزشک ارشد قصر

بعد از این کار، وزیران بسیار عصبانی هستند که حالا زیردست دختری شده اند که تا پیش از این یک پزشک یار بوده و برای اینکه زهر خود را بریزند جلسه ای با شاه تشکیل داده و بعد از صحبت های بسیار و ردیف کردن دلیل های مختلف، خواستار تبعید و خلع مقام مین جانگو میشوند. شاه هم که دلِ خوشی از مین جانگو ندارد موافقت میکند. یانگوم با شنیدن این خبر به سرعت خود را به مین جانگو می رساند.

مین جانگو در راه تبعید

یانگوم با افسر مین صحبت میکند ولی افسر مین برای اینکه یانگوم از او دل بکند به صورت کاملا رسمی و با رعایت سلسله مراتب با یانگوم صحبت میکند و به او میگوید: شما در حال حاضر پزشک عالی جناب هستید باید این موقعیت را قدر بدانید و برگردید. نکنه فراموش کردید که برای این موقعیت چقدر زحمت کشیدید. و یانگوم با دلی آکنده از غم و در حالی که قلبش با افسر مین است برمیگردد و کار خود را شروع میکند با امید به اینکه دوباره روزی افسر مین را ببیند.

یانگوم کار خود را شروع میکند

حالا دیگر همه به یانگوم احترام میگذارند. احترامی که حقیقتا لایقش هست. و همین طور به تدریس هم میپردازد. پزشکان ارشد، یون بی و شین بی و حتی استاد شین هم از او یاد میگیرد! و پزشک یاران مرتب یادداشت برداری میکنند.

یادداشت برداری از حرف های یانگوم

بعد از مدتی حال شاه خراب میشود و یانگوم بعد از بررسی های لازم متوجه بیماری وخیمی در روده او میشود که تا آن زمان درمانی برایش وجود نداشته. بعد از بررسی های مکرر متوجه میشود که تنها راه ممکن جراحی است و این مسئله حساس را با شاه در میان میگذارد.

پیشنهاد جراحی عالی جناب

اما به خاطر اینکه تا آن زمان کسی عمل جراحی انجام نداده بود، شاه وحشت کرده و بسیار ترسیده بود. و چهره بهت زده او مؤید این مطلب است.


 :: نوع مطلب : قسمت ها و سانسورهای جواهری در قصر

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در پنجشنبه 5 مهر1386

  لینک مطلب               


 

;مطالب پیشین

ضمیمه کلیک روزنامه جام جم شماره ۲۰۰

ضمیمه کلیک روزنامه جام جم شماره 199

ضمیمه کلیک روزنامه جام جم شماره 198

 

 

رفتن به بالای صفحه

 

 

کپی برداری از مطالب وبلاگ برای عموم آزاد می باشد

 

 

All Rights Reserved 2007-2008 © by p30on

Template Design by ravi_tanha007@yahoo.com

All Rights Reserved 2007-2008 © by p30on.blogfa.com .:. Template Design by علی ملکشاهیان  ravi_tanha007@yahoo.com

 

ali malekshahian