تبليغاتX
 

                   

صفحه در حال بارگذاري است!

لطفا کمي صبر کنيد

 

ضمیمه کلیک روزنامه جام جم.در فایل PDF

http://p30on.blogfa.com/cat-116.aspx

       p30on/ads X
۞ قدرتمندترین وبلاگ دانلود فارسی زبان۞
 

  

 

                                                                                                                                                      

 

 

      

ورود به بخش کتاب الکترونیک و ضمیمه کلیک

منوي كاربري


با قرار دادن این بنر در سایت خود از ما حمایت کنید


كدها

  برای آينده   ( جوک های اس ام اسی ) p30on

 

یک روز رسد غمی به اندازه کوه

                              یک روز رسد نشاط به اندازه دشت

                   افسانه ی زندگی چنین می باشد

در سایه کوه باید از دشت گذشت !!!

***

دنیا کوچیکه ، اما آدمها توش گم میشن . اما کوچیکه ، چون وقتی آدمها توش
گم شدن باز به هم میرسن .
دل به دل راه داره ، اما آدمها درش روگل می گیرن . اما راه داره چون آدمها
وقتی درش رو گل گرفتن یه در دیگه واسش باز می کن

***

جواب نظرات و... :

خدایا مرسی که سیاهی موند به زغال . خدایا شکرت که نقابها افتاد ، مهم نیست که
چی فکرکنند  تموم شد رفت. من که بخشیدم . وقتی تو می بخشی مگه من می تونم
نبخشم . تویی که عزت میدی . اونها یا یه روز میفهمن یا اینکه نمیفهمن


در حالت اول قدرت تو رو می بینند ، در حالت دوم هم که نفهم می مونن .
خدایا شکرت . چه امتحانی بود ، خیلی خوشحالم که سربلند بیرون آمدم .

خدایا شکرت که زندگیم رو هرس کردی . بهم کمک کن درست حرکت کنم .

 نمی دونم چی بهت بگم . فقط مرسی .
مرسی
مرسی
مرسی
مرسی
مرسی
مرسی



 :: نوع مطلب : جوک های اس ام اسی

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در دوشنبه 11 تیر1386

  لینک مطلب               

  جدیدترین اس ام اس های روز - بنزین   ( جوک های اس ام اسی ) p30on

 

***

جدیدترین اس ام اس های روز - بنزین !

-


1- بنا به دستور دكتر احمدي‌نژاد: «آنهايي كه با كمبود بنزين مواجهند، سوار آن هفده ميليون الاغي بشوند كه به من راي دادند».
-
2- شده ماتم‌سرا دنياي هستي، ز بنزين و بهشتي و مهستي!


-
3- دوستت دارم قد يه بشكه بنزين، خاطرخواتم قد يه پمپ بنزين، روز تولد تو بهترينم، هديه بهت ميدم يه كارت بنزين!


-
4- نرخ جديد مهريه: 1386 ليتر بنزين ماشين؛ عندالمطالبه!


-
5- فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! - ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين- سالهاي سهميه بندي.

۶.بعد از پول نفت از امروزپول بنزین هم اومد سر سفره هامون

۷.وزارت ارشاد توضيع بازي نيد فور اسپيد را بدون کارت هوشمند سوخت متوقف کرد



 :: نوع مطلب : جوک های اس ام اسی

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در دوشنبه 11 تیر1386

  لینک مطلب               

    ( جوک های اس ام اسی ) p30on

601- پرستار از اتاق زايمان خارج شد و به عربه گفت: تبريك مي‌گم، زن شما يه كير سه كيلويي زاييده كه يه بچه 100 گرمي بهش وصله!

602- تركه با دوست‌دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم!

603- تركه داشته تو خيابون ميرفته، يه انگليسيه ازش ميپرسه:Sorry, do you know what time it is? تركه هم که تو انگليسي بيلمزِ بيلمز بوده، برميگرده ميگه: ايلده من كه نفهميدم چي گفتي، ولي محض احتياط، کس ننه خوار كسده‌ت!

604- داداش كوچيكه تهرونيه مياد ازش ميپرسه: داداشي، بالقوه و بالفعل يعني چي؟ پسره ميگه: ببين واسه اينكه خوب معنيشو بفهمي، برو از مامان بپرس اگه بهش يك ميليون دلار بدن، حاضره با يك مرد غريبه بخوابه؟ پسره ميره ميپرسه، برميگرده ميگه: ماماني ميگه واسه يك ميليون آره! داداش بزرگه ميگه: آفرين، حالا برو از آبجي زهره بپرس، ببين اون حاضره؟ داداش كوچيكه باز ميره ميپرسه، برميگرده ميگه: آره... ميگه از خدا هم ميخوام! حالا اينها چه ربطي دارن؟ داداش بزرگه ميگه: ببين، بالقوه قضيه اينه كه ما الان تو خونمون دو ميليون دلار پول داريم... ولي بالفعلش اينه كه من و تو هردومون مادر جنده و خواركسده‌ايم!

605- تركه ميره پيش يك دكتر تهروني، ميگه: آقاي دكتر، از وقتي كه به سن پنجاه سالگي رسيدم ديگه روزي سه دفعه بيشتر نمي تونم كس بكنم! دكتره شاكي ميشه، ميگه: ببينم تو اومدي دكتر يا اومدي كونِ منو بسوزوني؟!

606- تو مهدكودك بحث اين بوده كه بچه‌ها نبايد وسايل رو بكنن تو دهنشون، معلمه ميگه: خوب بچه‌ها، چند تا چيز بگين كه تو دهن جا ميشه و بايد مواظبشون باشيم. يك بچه پا ميشه، ميگه: پاك‌كن.. معلمه ميگه: آفرين.. ديگه چي؟ يكي ديگه پاميشه، ميگه: تراش. به همين منوال، تا يكي بلند ميشه، ميگه: لامپ! معلمه ميگه: حسن جان لامپ كه تو دهن جا نميشه. حسن ميگه: نه خانوم معلم... من خودم شنيدم بابام ديشب به مامانم مي‌گفت: پاشو اون لامپ رو خاموش كن، ميخوام بگذارم دهنت!

607- يه شب تهرونيه ميشينه با زنش فيلم سوپر مي‌بينه. خلاصه كلي حشري مي‌شه و به زنش ميگه: الله و بالله بايد برام ساك بزني! هرچي زنه ميگه: بابا اين كثافت كاريا چيه... من حالم بهم ميخوره، به خرج يارو نميره و هي از آقا اصرار و از خانم انكار، تا بالاخره زنه كم‌كم راضي مي‌شه و با عشوه به مرده ميگه: عزيزم به شرط اينكه سر كيرت يكم خامه و عسل بمالي، كه بد مزه نباشه. تهرونيه ميگه: بيلاخ! اگه اينجوري بود كه خودم مي‌خوردمش!

608- قزوينيه ميميره. تا چند هفته بعد مرگش، زنش هر روز ميرفته سر قبرش و در حين گريه و زاري هي ماتحت مباركش رو ميمالونده به قبر يارو! ملت بهش ميگن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! قباحت داره! زنه ميزنه زير گريه، ميگه: خدا بيامرزدش، هميشه ميگفت: بالام‌جان اين كان مرده رو زنده مي كنه!

609- به عربه ميگن زن رو تشبيه كن، ميگه: ولك زن مثل باغچه ميمونه... صبح آبش ميدي، ظهر آبش ميدي، شب هم شيلنگ رو ميندازي توش تا صبح آب بخوره!

610- دوره‌گرده تو يكي از كوچه‌هاي شمرون داد ميزده: دمکني 500 تومن! دمکني500 تومن! پيرزنه سرشو از پنجره مياره بيروه، ميگه: ننه، تا ته بکوني چند ميشه؟!

611- رشتيه بچه‌دار ميشه، ملت ميان بهش تبريک ميگن. رشتيه ميگه: من چيکاره بيدم؟!

612- يه روز يه تركه روي ديوار مي‌نويسه: «زنده باد كير»! ميگن: آقا اين چرت و پرت‌ها چيه رو ديوار نوشتي، بده، زشته؟ مي‌گه: به سه دليل. اول اينكه «سرش را در راه اسلام داده». دوم اينكه «انسان سازه» و سوم اينكه «در مقابل بي‌حجابي قد علم مي‌كنه»!

613- آقا معلم به شاگردش مي‌گه: بگو ببينم 4+6 چند مي‌شه؟ شاگرد فوري دستاش رو مي‌آره جلو و مي‌خواد با انگشتاش بشمره اما آقاي معلم مي‌گه: دستات رو بكن تو جيبت! شاگرد دستاش رو مي‌كنه تو جيب و بعد از چند لحظه با خوشحالي مي‌گه: آقا مي‌شه 11 تا!؟

614- سه تا ترك با هم مي‌خواستن حكم بازي كنند. يه نفر كم داشتن. يكيشون ميره دم پنجره مي‌بينه غضنفر پايين وايستاده و دستش هم توي جيبشه. ميگه: آهاي غضنفر... بازي مي‌كني؟ غضنفر ميگه: نه دارم مي‌خارونمش!؟

615- قزوينيه زنگ در خونشو پايين در نصب مي‌كنه!

616- قزوينيه واسه جانمازش آينه بغل مي‌گذاره!

617- قزوينيه دم مرگ وصيت مي‌كنه كه توي يه پارك، زير سرسره دفنش كنن!

618- يكي دوستشو بعد از مدتها تو خيابون مي‌بينه و ميگه: راسته كه ميگن ازدواج كردي؟ ميگه: اگه راست نبود كه ازدواج نمي‌كردم!

619- رشتي‌ها به روز پدر ميگن يوم الشك!

620- يه روز مادر دوست صميمي تركه ميميره. بهش ميگن: تو برو يه جوري بهش بگو كه زياد ناراحت نشه. ميره ميگه: ببين، يه شتري بوده... در خونه همه مي‌خوابه... ايندفعه رو ما در تو خوابيده...!

621- چند تا قزويني داشتن ميدويدن به طرف تهران. يكي مي‌پرسه: چيه؟ كجا ميرين؟ يكيشون ميگه: مگه خبر نداري ببم جان؟ تو تهران كنگره است، داريم ميريم گره‌هاشو باز كنيم!

622- يه روز يه زنه با بچه‌اش سوار تاكسي مي‌شه. يه دفعه بچه به مامانش ميگه: مامان يادته؟ مامانش ميگه: چي عزيزم؟ بچه مي‌گه: كه تو آشپزخونه گوزيدي؟!

623- به عربه ميگن: زن مثل چي ميمونه؟ ميگه: مثل وانت. صبحها باري، شبها سواري!

624- يه روز تركه تو يه جمعي نشسته بوده كه هيچكس تحويلش نمي‌گرفته. همه با هم مشغول صحبت بودند. با خودش ميگه: چيكار كنم، چيكار نكنم. يه دفعه ميگوزه، همه ساكت ميشند بعد ميگه: والا...!؟

625- يه بار تركه ميره دستشويي و در ميزنه. يه عربه ميگه: اهم... تركه مي‌گه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. تركه مي‌گه: اي پدرسوخته‌ها، سه تايي رفتين توالت؟!

626- به تركه ميگن يه فحش باحال بده. ميگه: نافم تو چشت. ميگن: بي‌مزه.... اينم شد فحش؟ تركه ميگه: آخه وقتي نافم بره توي چشت، كيرم ميره توي دهنت.

627- به قزوينيه ميگن: آدرس سايتتو بده. ميگه: دمرو، دمرو، دمرو، دات كون، دات كان!

628- يه روز يه تركه هوس خانوم بازي مي‌كنه. مياد توي خيابون و خلاصه بعد از كمي اينور و اونور رفتن مي‌بينه يه زن تنها داره توي پياده‌رو ميره، از قضا يارو جنده بوده. ميره پيشش و ميگه: خانوم... كجا ميري؟ زنه هيچي نمي‌گه! تركه دوباره مي‌پرسه: عشق من... كجا ميري؟ بازم زنه هيچي نمي‌گه! تركه هم گير سه پيچ ميده و دوباره مي‌گه: روح من... كجا ميري؟ يهو زنه شاكي مي‌شه و مي‌گه: روحتو گاييدن... داره ميره دوش بگيره...!؟

629- يه روز يه پسره به باباش ميگه: باباجون، امروز من براي اولين بار سكس كردم. باباش خوشحال مي‌شه و مي‌گه: دمت گرم، كارت خيلي درسته، انصافا كه ثابت كردي پسر خودم هستي. حالا بشين و مفصل برام جريان رو تعريف كن! پسره ميگه: بابا جون، نميتونم بشينم، هنوز كونم درد ميكنه!

630- يه اردبيلي با يه اردكاني دعواش ميشه، مي‌گه: ارم به ارت در، بيلم تو كونت!

631- يه روز از چند تا ترك پرسيدن: چرا شما ترك شديد؟ اولي گفت: وا... از بي امكاناتي! دومي گفت: از دست رفيق ناباب! سومي گفت: حالا ايدز كه نگرفتم، خوب ميشم! چهارمي گفت: آقا... همه اينا حرفه... به ما كير زدند!

632- يه دختر با دوست پسرش قرار داشت. باباي دختره به دخترش گفت: دخترم اگه پسره خواست به لاي پات دست بزنه بگو كه اونجا تنوره و دستت ميسوزه! دختره با پسره رفتن بيرون و برگشتن. باباي دختره پرسيد: چي شد؟ دختره گفت: بابا خواست به لاپام دست بزنه، گفتم تنوره، اونهم گفت چه خوب! من يه سوسيس دارم. سوسيس رو گذاشت لاي پام، بعد هم گذاشت تو دهنم تا ببينم كه سوسيس پخته يا نه!

633- يه روز يه تركه يه دختره رو مي‌كنه و دختره هم حامله مي‌شه. دختره ناراحت مي‌شه و مي‌گه: بايد بيايي و منو بگيري. تركه مي‌گه: حالا بايد چيكار كنم؟ دختره مي‌گه: بايد بياي خواستگاري. خلاصه تركه ميره خواستگاري و ننه باباي دختره ميگن: ما بايد خوب فكر كنيم و بعد به شما جواب مي‌دهيم. بعد از يه هفته تركه براي جواب ميره. بابا دختره ميگه: ما با بزرگان و ريش‌سفيدهاي فاميل مشورت كرديم و نتيجه گرفتيم كه: حاضريم بچه حرومزاده داشته باشيم ولي داماد ترك نداشته باشيم!

634- يه مادره به دخترش مي‌گه: هر وقت با دوست پسرت رفتي بيرون، تو بايد دنگ خودت رو بدي تا او نخيال بيخود نكنه. بعد از اولين بار كه بيرون رفتن، مادر پرسيد: خوب چي شد؟ دختر گفت: رفتيم سينما، ولي من پول بليت خودم رو دادم. بعد از دومين بار كه بيرون رفتن، مادر پرسيد: خوب، اين دفعه چي شد؟ دختر گفت: رفتيم رستوران هر چي اصرار كرد من نگذاشتم و دنگ خودم رو دادم. بعد از سومين بيرون رفتن مادر پرسيد: چي شد؟ دختر گفت: هيچي، يه كادو برام خريده بود. باز كردم و ديدم يه ساعت به من داده، من هم نيم ساعت بهش دادم!

635- يه زن رشتي شكمش درد ميكرد و رفت دكتر. دكتر گفت: لطفا برويد در آن اتاق لخت شويد. بعد دكتره رفت براي معاينه و ديد كه زنه با لباس نشسته روي تخت و لخت نشده. دكتره گفت: خانم عرض كردم كه لخت شويد. زن رشتي گفت: آقاي دكتر... اين دفعه اوله، من خجالت مي‌كشم. اين دفعه رو اول شما لخت بشيد!

636- زن و شوهري بچه‌دار نمي‌شدند. يه بار شكم زنه اومد جلو، با خوشحالي رفتند دكتر ولي دكتر گفت: خانم شما حامله نيستيد و شكمتون نفخ كرده. چند ماه بعد باز شكم زنه اومد جلو و دوباره رفتند دكتر. دكتر پس از معاينه گفت: اين بار هم شكم شما نفخ كرده! دفعه سوم كه رفتند پيش دكتر و دوباره جواب قبلي رو شنيدند، مرده شاكي شد و با عصبانيت گفت: آقاي دكتر، پس بفرماييد اين تلمبه است نه كير!

637- زن يه قزويني ميره پيش دكتر و مي‌گه: آقاي دكتر، خسته شدم، شوهرم هميشه از عقب مي‌كنه! دكتره ميگه: ايندفعه بهش بگو حامله هستم و از عقب نمي‌شه. زنه ميگه: واي آقاي دكتر، اونقوت اصلا ديگه نمي‌كنه. دكتره ميگه: تو بگو، كاريت نباشه. شب زنه به قزوينيه ميگه: از عقب نمي‌شه، من حامله‌ام. قزوينيه هم ميگه: خوب از جلو مي‌كنم. بعد از نيم ساعت قزوينيه شاكي مي‌شه و مي‌گه: بالام جان، پس اين كون بچه كو؟!

638- يه پسره عروسي كرده بود و شب زفاف بود و پسره هم بلد نبود كه چه‌كار بايد بكنه. به باباش جريان رو گفت و باباش هم يه بي‌سيم داد به پسره و يه بي‌سيم هم خودش برداشت و گفت: ناراحت نباش، با اين بي‌سيم لحظه به لحظه بهت مي‌گم كه بايد چه كار كني! پسره رفت توي اتاق. باباش گفت: لخت شو... اونو هم لخت كن... ماچش كن... حالا همون چيزي رو كه هم من دارم و هم تو، بكن توي سوراخش... پسره هم بي‌سيم رو كرد توي سوراخ!

639- به يه قزويني مي‌گن: تحصيل كردي؟ ميگه: تحصيل نه، ولي محصل چرا!

640- تركها به قزوينيها ميگن: پيكان جوانان (پي كان جوانان)

641- يه زن و مرد جوان ميرن پيش دكتر و ميگن: آقاي دكتر، مدتهاست كه نمي‌توانيم با هم رابطه زناشويي داشته باشيم. دكتر اونها رو كاملا معاينه كرد و گفت: مشكل شما عصبي است. بريد اتاق كنار، اونجا با اعصاب راحت سعي كنيد. زن و مرد بعد از مدتي شاد و شنگول اومدند بيرون و از دكتر 642- تشكر كردند و گفتند: تشخيص شما درست بود و ما ايندفعه موفق شديم. اين كار بارها تكرار شد. دكتر كه گيج شده بود يه روز از اونها پرسيد: ميشه راستش رو به من بگيد كه جريان از چه قرار است؟ اونها گفتند: راستش ما زن و شوهر نيستيم و مشكل خونه خالي داريم و پول ويزيت شما از كرايه هتل خيلي كمتر است و تازه پولش رو هم بيمه ميده!

643- يه زن 50 ساله كه چهار بار شوهر كرده بود رفت پيش دكتر و دكتر پس از معاينه گفت: اين غير ممكن است كه شما چهار بار ازدواج كرده باشيد و هنوز دختر باشيد. زنه گفت: آقاي دكتر، شوهر اولم قزويني بود... شوهر دومم رشتي بود و بخار نداشت... شوهر سومم هم اصفهاني بود و مي‌گفت: حيفست... شوهر چهارمم هم ترك بود و با غيرت و مي‌گفت: يعني چه؟ مگه آدم با ناموس خودش هم از اين كارها مي‌كنه!

644- يه روز يه قزويني به زنش ميگه: من بچه ميخوام. زنش طلاقش ميده!

645- قزوينيها به ناف مي‌گن: سوراخ بي مصرف!

646- يه شب تو كلانتري، افسر نگهبان و استوار حوصله‌شون سر رفته بود. افسره گفت: پاشو برو يكي رو الكي بگير بيار يه كم سر كارش بزاريم. استواره ميره و يه تركه رو مي‌گيره. افسر نگهبان ميگه: اين مرتيكه چيكار كرده؟ استوار ميگه: جناب سروان، تو قهوه‌خونه با كيرش داشت چايي هم مي‌زد. تركه مي‌گه: جناب سروان، به خدا دروغ مي‌گه، اولا مگه من خرم كه با كيرم چايي داغ رو هم بزنم؟ دوما چيز من گنده است و تو استكان نميره! سوما اگه باور نمي‌كنيد، يه ليس از كيرم بزنيد، اگه شيرين بود منو بندازين زندان!

647- يه پسر خوشگل رفت قزوين و پولش افتاد روي زمين. چون از وضعيت خبر داشت، جرات نمي‌كرد دولا بشه و پول رو برداره. يه پيرمرد از راه رسيد و به پسره گفت: پسرم مشكلت چيه؟ پسره داستان رو تعريف كرد. پيرمرده گفت: پسرم، اين حرفها مال قديم قديمهاست! پسره خوشحال، دولا شد كه پول رو برداره كه يه دفعه پيرمرده يه انگشت درست و حسابي حواله پسره كرد...! پسره با تعجب گفت: تو كه گفتي اين كار مال قديمهاست؟ پيرمرده گفت: پسرم من هم مال قديمم ديگه!

648- عربه دستاشو گذاشته بوده پشت گردنش، داشته ميشاشيده. ملت ميان ميپرسن: بابا اين چه وضع شاشيدنه؟! عربه ميگه: ولك دكتر گفته چيز سنگين بلند نكنم!

649- از تركه ميپرسن: داداش جريان اين بوق زدن تو عروسيها چيه؟ تركه ميگه: ايلده ما قبلاً تو عروسي يه شعري ميخونديم، الانا ديگه فقط آهنگشو ميزنن. ميپرسن خوب چي ميخونديد؟ تركه ميگه: اوني كه تا ديروز نميداد...ديديد داد...ديديد داد!

650- تو مجلس بين نماينده بروجرد و خرم‌آباد كل مي‌افته كه بودجه ساخت پتروشيمي رو براي شهر خودشون بگيرن. اول نماينده بروجرد ميره پشت تريبون و ميگه: نمايندگان عزيز، بروجرد شهريه خوش آب و هوا، تك درختي داره، هواي خوبي داره، اي پتروشيمينه بيايد تو بروجرد بسازيد... نريد تو خرم آباد بسازيد هااا! تو خرم آباد سالي يه دفه يه آبي مياد همه نه مي‌بره! بعد نماينده خرم آباد مياد پشت تريبون، ميگه: نمايندياي محترم خرمووه يه شهريه تاريخي و بسيار خوش آب و هوا... نه مه مخوام بينم اي قلعه فلك افلاك تو كس ننة وروگرديا بيده تا حالا اووو نبردش؟!


 :: نوع مطلب : جوک های اس ام اسی

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در شنبه 1 اردیبهشت1386

  لینک مطلب               

  جوک جدید   ( جوک های اس ام اسی ) p30on

تركه با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ تركه میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

 

به لره میگن: اگه ریيس جمهور بشی اولین کاری که میکنی چیه؟ میگه: اول از همه، دست خودم رو تو شرکت نفت بند میکنم.

 

يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد.

 

رشتيه اسم بچه اش رو میزاره «اس ام اس» میگن: این چه اسمیه؟ میگه: چیه مگه! از پیام که با کلاس‌تره.

 

به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي.

 

اين جوك‌ها رو يكي از بروبچ باحال بنام ندا برام گذاشته بود. يكي ديگه از بر بروبچ باحال بنام مينا هم يسري جوك تو پيامدوني گذاشته كه منتظرن تا شما بخونيدشون. فردا نه! همين حالا بخونشون!

 


 :: نوع مطلب : جوک های اس ام اسی

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در چهارشنبه 29 فروردین1386

  لینک مطلب               

  جوک اس ام اسی   ( جوک های اس ام اسی ) p30on

به رشتي ميگن چرا رو پرچم دزدان دريايي عكس يه كله با ضبدر كشيدن؟ رشتيه ميگه: يعني خوردن كله پاچه در كشتي ممنوع. (مينا)

تركه ميره «استريپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفيقش ميگه: پاشو بريم، از اول معلوم بود اين دختره زورش نمي‌رسه ميله رو كج كنه. (طنز فارسي)

به ۲۰۶ صندوقدار ميگن چه احساسی داری؟ميگه احساس جنيفر لوپزی. (شيدا)

به رشتيه ميگن: چي شد كه ايدز گرفتي؟ ميگه: از توالت فرنگي! ميگن: آدم كه از توالت فرنگي ايدز نميگيره. ميگه: آخه نفر قبلي هنوز بلند نشده بود.

لره بعد از عمري ميره مو می‌کاره، اسمش حج واجب درمیاد. (بابك بالاك)


 :: نوع مطلب : جوک های اس ام اسی

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در چهارشنبه 29 فروردین1386

  لینک مطلب               

  جوک اس ام اسی   ( جوک های اس ام اسی ) p30on

بنده خدا زن میگیره، همون شب اول به زنش میگه: اینجا خونه بابات نیست که بخوری و بخوابی، اینجا خونه منه، باید بخوابی و بخوری.

ببم جان ميگه: از كلاس اول به بچه‌ها ميگن: بابا آب داد. ولي نميگن: بابا كجا رو آب داد كه اين مصيبت شروع شد!

به بنده خدا ميگن:‌ آروغ چيه؟ ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند!

به خوش غيرت ميگن: چرا بچه‌دار نمي‌شي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچه‌دار نميشد!

بنده خدا به ولك ميگه: چقدر طول مي‌كشه كه زنتو ...! ولك ميگه: تقريبا يك ساعت. بنده خدا ميگه: اوووه، بده من، پنج دقيقه‌اي كار رو تموم مي‌كنم!

بنده خدا ميره پمپ بنزين و باك سمندشو پر مي‌كنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! بنده خدا در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جونم، قيمت گازوئيل همينه!

 سلام، شرمنده‌ام بابت حماقت اونايي كه آدمو مجبور ميكنن بجاي جوك جديد، چرندياتشون رو پست كنه. طنز فارسي ابتكار خوبي داره (شايدم ارتجاع) چند نمونه از جك‌هاشو واستون گذاشتم كه نظر بدين. اگه قشنگ معلومه كه "بنده خدا" ، "خوش غيرت"، "ببم جان"، "ولك" و "دستو دلباز" كيه؛ از اين به بعد جوك‌ها رو اين مدلي پست كنم؟


 :: نوع مطلب : جوک های اس ام اسی

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در چهارشنبه 29 فروردین1386

  لینک مطلب               

  جوک اس ام اسی   ( جوک های اس ام اسی ) p30on

به تركه خبر ميدن: بابا شدي. تركه ميگه به زنم نگين كه ميخوام سورپرايزش كنم.

زن رشتيه ميخواسته تنها بره خارج، اجازه شوهرشو مي‌بره، ميگن: قبول نيست، شما بايد استشهاد محلي بياريد.

تركه ميره آمريكا، يه زن خراب مي‌بينه، ميگه: چند؟ زنه ميگه: پنج دلار همينجا، ده دلار تو پارك، بيست دلار خونه، پنجاه دلار هتل! بنده خدا پنجاه دلار ميده. زنه با خوشحالي ميگه: اي ول، هتل؟ تركه ميگه: نه، ده بار همينجا!

لره ميخواسته ترتيب گاوشو بده، گاوه ميگه: ما، ما! لره ميگه: خفه‌شو، اول ما، بعد تو!

بچه اصفهانيه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟

خرسه به يكي حمله ميكنه و ميگه: ويا  وخوام وخورمت! طرف ميگه: اِ؟ ميه تونم لري؟ خرسه ميگه: ها، ما حيوونا همه لريم، وجز خر كه تركه!

تركه خانوم بلند ميكنه، بهش ميگه: بايد عين زنم حال بدي ها. زنه ميگه: يعني چطوري؟ ميگه: مجاني.

 

اينها هم يه جور ديگه‌ي جوك هستن كه خودتون حال دادين.

مينو:

 اصفهانیه یه پوسته موز ميبینه میشینه کنار موزه.  میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم.

اصفهانی رو ميخوان زجر بدند، ميبندنش به تیر برق و بهش ميگین: کوچه اونطرفی شام میدند.

ترکه بالا پشت بوم میخوابه، سردش ميشه، پا میشه در پشت بومو میبنده.

محمد:

به ترکه ميگن تبادل لينک ميکنی؟ هيچی جواب نميده!!!

زهرا:

سلام من اولین باره اینجا میام. جالب بود. فقط کاش هر چند وقتی یه مطلب آموزنده و یا حتی متفاوت می ذاشتی!!! اینجوری خیلی یکنواخته. مخصوصاً که من همه را با هم خوندم!!!


 :: نوع مطلب : جوک های اس ام اسی

 :: نوشته شده توسط علی ملکشاهیان در چهارشنبه 29 فروردین1386

  لینک مطلب               

  جوک اس ام اسی   ( جوک های اس ام اسی ) p30on

زنه با ۸ تا بچه میره دکتر میگه آقای دکتر نمیدونم که چرا اینقدر حامله میشم. حتما یه چی تو هوا هست. دکتر میگه آره اون لنگاتونه

طرف عروسی میکنه شب عروسی داداش طرف میشینه پشت در اتاق عروس میگن چرا اینجایی؟ میگه: بابام خودش گفت بعد از داداشت نوبت توئه!!

قزوینیه گوشه زمین فوتبال خوابیده بوده بهش میگن پاشو برو توی زم